در اين اثنا، فيلسوفان ايراني همين مسئله را از زاويهٴ ديگري بررسي ميكردند. عليبن عمر كاتبي قزويني دربارهٴ چرخش زمين به بحث پرداخت. اگر زمين بچرخد، آيا پرنده هم قادر است همراه آن پرواز كند؟ پاسخ او مثبت بود، چون جو هم همراه زمين ميچرخد و پرنده را با خود ميكشد. با اين همه، او بر ضد امكان چرخش زمين رأي داد، چون جز دو نوع حركت طبيعي نميشناخت: حركت مستقيمالخط و حركت دوراني، و حركات در جهان تحت القمر از نوع اول است. قطبالدين شيرازي هم اين نظريه را تأييد كرد. اين اذهان زيرك به خاطر يك تعصب ارسطويي، كه سيطرهٴ آن تا زمان گاليله و كپلر شكسته نشد، دچار وقفهٴ نابخردانهاي شدند.
زمينهٴ ديگر مساعي مهندساني بود كه براي اصلاح ماشينهايشان ميكوشيدند. روٴياي حركت هميشگي به برانگيختن تخيلاتشان پرداخته بود. ما در آلبوم ويلاردو هونكور ـ معمار، مكانيكدان، طبيعيدان، پيشاهنگ خام لئوناردو داوينچي ــ همچنين در رسالهٴ پير غريب نشانههايي از آن را مييابيم. پير كوشيد با كمك مغناطيس يك حركت هميشگي پديد آورد.
بهتر است به تعادل مايعات (هيدورستاتيك) و هيدروليك بپردازيم. در همان سالي(1269)، كه پير مقالهٴ مهمش را نوشت، ويلهلم موربكي رسالهٴ ارشميدس را در باب اجسام غوطهور از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. اين امر به ويژه از آن جهت مهم است كه متن يوناني آن گم شده است. عُرضي دمشقي كارهايي در زمينهٴ علم سيالات انجام داد. اين كار پيش از عزيمت وي به مراغه در حدود 1259 بوده، و حتي ممكن است پيش از نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، باشد. علم سيالات عربي تدوامِ نه چندان خوبي از كارهاي ارشميدس و هلنيستي بود.
اخترشناسان مسلمان برخي ابزارهاي جالب براي اندازهگيري وقت ساختند. در ميان آثار عربي كه به فرمان شاه آلفونسو ترجمه شد، رسالهٴ ناشناسي دربارهٴ ساختن و به كار بردن ساعت شمعي است. اين رسالهٴ استثنايي را سمويل هه ـ لاوي ترجمه كرد.
در 1294، پول كاغذي به نام چاو بهِ خط چيني و عربي در تبريز چاپ شد، ضمناً اين تنها نقطهاي در قلمرو اسلامي است كه نخستين گزارش از كاربرد چاپ باسمهاي در آن جا در دست است. اين روش منشأ چيني داشت.1 گزارشي از آن را رشيدالدين فضلاللّه، كه در تبريز ميزيست ( ¿ ج 3) داده است. رشيدالدين بايد از موضوع پول كاغذي سال 1294، مطلع بوده باشد؛ ولي در اين باره صحبتي نميكند.
1. ج 1، ص 435، 500، 621. ممكن است برخي باسمههاي مصري مقدم بر باسمهٴ تبريز باشد، ولي اين مطلب اثبات نشده است و در اين باره سندي در دست نيست، جز باسمههاي بدون تاريخ. بايد تاريخ آنها از دورهٴ 900 تا 1350، و اغلب از دورهٴ اخير، بوده باشد.
Thomas Francis Carter, the Invention of Printing in China, p. 128, p. 130,p. 137, New York 1925 ;Isis ,no 8, pp. 361-373 .